قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2562

تاريخ الفي ( فارسى )

گشته همراه اردوى ظفرقرين از راه موصل متوجّه بغداد شدند . اهالى بغداد همراه عميد الملك از براى استقبال سلطان بركيارق تا به عقرقوف « 1 » رفته به عزّ بساطبوسى مشرّف گشتند . و در اين سال حقّ ، سبحانه و تعالى ، المستظهر باللّه بن المقتدى باللّه را پسرى ارزانى فرمود كه مسمّى و مكنّى و ملقّب به فضل و ابو منصور و عمدة الدّين گشت . و در ايّام خلافتش به لقب « المسترشد باللّه » اشتهار يافت . و از جمله وقايع اين سال آنكه سلطان بركيارق امير انر را ، كه از امراى عظام سلطان ملكشاه بود و بركيارق در اوايل حال او را ترتيب نموده ، اقطاع [ 304 الف ] سعد الدّوله گوهرآيين را با شحنگى بغداد به او عنايت فرمود ، اتّفاقا ، وقتى كه امير مذكور متوجّه بغداد شد جماعتى به سمع سلطان بركيارق رسانيدند كه وى نسبت به والدهء سلطان امور شنيعه و أفعال قبيحه به طريق إعلان در مجالس و محافل به زبان مىگذراند . بنابراين ، سلطان بركيارق طايفه‌اى را فرمود كه او را تعاقب نموده پيش از آنكه به بغداد رسد به قتل رسانند . اتّفاقا ، آن طايفه در موضع دقوقا به او رسيدند و مهمّ او را به فيصل رسانيدند ؛ چنانچه هيچ احدى ندانست كه قاتل او كه بود ، غير از آنكه او را على الصّباح در جاى خواب مقتول يافتند . و هم در اين سال ، امير أبو نصر علىّ بن هبة اللّه بن علىّ بن جعفر العجلى « 2 » المشتهر به « ابن ماكولا » مصنّف كتاب إكمال در بلدهء كرمان بر دست غلامان اتراك خود مقتول شد . مدّت حيات او هشتاد و چهار سال بود . و در جمادى الاوّل اين سال ، امير ابو الفضل جعفر بن المقتدى باللّه ، كه والده‌اش دختر سلطان ملكشاه بود ، در سنّ شش سالگى وفات يافت « 3 » ؛ چه ، او مولدش در سنهء ثمانين و اربعمائه [ - 480 ] هجرى بود .

--> ( 1 ) . عقرقوف : جغرافيادانان ، خرابه‌هاى اين شهر را در مغرب بغداد ذكر كرده و آن را « تل نمرود » نيز ناميده‌اند . مؤسّس آن « كيريگزلو » يكى از پادشاهان بابل است ( بين 1500 تا 1000 ق . م . ) و آن شهر در قديم ، به نام خود آن پادشاه موسوم بوده است ؛ - دكتر معين ، فرهنگ فارسى ، بخش اعلام . ( 2 ) . وى از نسل أبو دلف قاسم بن عيسى عجلى است . ابن ماكولا ، يكى از فضلاى مشهور است و تتبّع الفاظ مشتبه در اسماى اعلام كرده و از اين اسماء عدّهء كثيرى گرد آورده است ؛ - لغتنامهء دهخدا . ( 3 ) . اين همان طفلى است كه سلطان ملكشاه در دوّمين مرتبهء ورود به بغداد ( سال 485 ه . ق ) قصد داشت به هر ترتيبى كه شده خليفه را از بغداد تبعيد كند و اين طفل پنج‌ساله را به مقام خلافت برساند . ولى ترور خواجه نظام الملك و به دنبال آن فوت ناگهانى سلطان ملكشاه در همين سال ، تمام نقشه‌هاى سلطان سلجوقى بر آب شد و خليفه از دست وى رهايى يافت ؛ - راوندى ، راحة الصّدور ، ص 140 ؛ زبدة النصره ( ترجمهء فارسى ) ص 78 ؛ تاريخ سلاجقه ، ص 35 ؛ هندوشاه ، تجارب السّلف ، ص 283 .